تبلیغات
خورشید ولایت - دلنوشته ای برای امام زمان (عج )

خورشید ولایت - دلنوشته ای برای امام زمان (عج )

اشعار و دلنوشته های دانش آموزان در باره ی امام رضا(ع)

اشعار و دلنوشته های دانش آموزان در باره ی امام رضا(ع)

خورشید ولایت - دلنوشته ای برای امام زمان (عج ) اشعار و دلنوشته های دانش آموزان در باره ی امام رضا(ع)
دلنوشته ای برای امام زمان (عج )

باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی
باز ای سپیده ئ شب هجران نیامدی 
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو 
افسوس ای شکوفه ئ خندان نیامدی 
زندانی تو بودم و مهتاب من ، چرا 
باز امشب از دریچه ئ زندان نیامدی 
با ما سرِ چه داشتی ای تیره شب که باز 
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی 
مگذار که قند من به یغما برد مگس 
طوطی من که در شکرستان نیامدی 
شعر من از زبان تو خوش صید دل کند 
افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی
گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه 
نامهربان من تو که مهمان نیامدی 
خوان شکر به خون جگر دست می دهد 
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی 
دیوان حافظی و دیوانه ئ تو من 
اما پری به دیدن دیوان نیامدی 
نشناختی فغان دل رهگذر که دوش 
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی 
گیتی متاع چون منش آید گران به دست 
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی 
صبرم ندیده ای که چو زورق شکسته ای 
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی 
عیش دل شکسته عزا می کنی چرا 
عیدم توئی که من به تو قربان نیامدی 
در طبع شهریار خزان شد بهار عشق 

برچسب ها: دلنوشته ای برای امام زمان (عج )، دلنوشته و اشعار زیبا برای امام زمان ([عج)،  

تاریخ : پنجشنبه 13 اسفند 1394 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : Nahid Rezai | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.